سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

35

تاريخ ايران ( فارسى )

اينطور نيست ، من البته به حال سلطان محمود معرفت كامل دارم و به خوبى ميدانم كه تا او خسارت و نفع يا سود و زيان يك لشكركشى را باهم نسنجد هرگز اقدام به آن نخواهد نمود . چنانچه او در جنگ با يك زن بىسرپرست غالب آيد براى او افتخارى نبوده و بر جلالش چيزى نخواهد افزود بر خلاف اگر نتوانست مقاومت كند و شكست خورد در بقيهء ايام حيات سرافكنده و شرمسار خواهد بود . » محمود از اين بيان منطقى متاثر شده و از عزمش منصرف گرديد . تا وقتى كه مجد الدوله به حد رشد رسيد آنوقت يعنى در سال 387 هجرى ( 997 ) نيروئى به خاك وى فرستاد و بالاخره با غدر و خيانت امير مزبور را دستگير نموده و خراسان و قم را اشغال كرد ، اگرچه بعد از اين تاريخ هم اين خاندان حدود جنوبى ايران و عراق را يك چند در دست داشته تا آنكه سلجوقيان هجوم آورده حكمرانى اين سلسلهء ايرانى را خاتمه دادند . غزنويان 382 - 351 هجرى ( 1186 - 962 ) در دورهء عبد الملك سامانى يكنفر آلپتگين نام غلام ترك فرمانده كل نيروى خراسان گرديد و بعد از مرك اين امير او طرف غزنه در كوههاى سليمان كه در آنجا پدرش فرماندار بود كناره گرفته اينمرد و پسرش و نيز غلام او بلقاتيگين هركدام بنوبت خود حكمرانى كردند ولى در ابهام و گمنامى ، مؤسس واقعى اين سلسلهء معروف سبكتگين يكنفر غلام ديگر ترك بود و او دختر آلپتگين را بحبالهء نكاح خود درآورد و از اينراه بمقام سلطنت رسيد . اين شخص مبرز نامى حوزهء محقر خويش را در اندك زمانى غربا و شرقا توسعه داده از يك سمت راجپوت‌ها را شكست داده و پيشاور را به تصرف درآورد و از سمت ديگر چنان كه در سابق گفته شد خراسان را در 384 ه . ( 994 ) از يد نوح پادشاه سامانى خارج ساخت . بعد از سبكتگين محمود يكى از شخصيت‌هاى مهم صحنهء آسياى مركزى بجاى وى قرار گرفت . او دوازده بار بهند لشكر كشيد و اين لشكركشيها و نيز جوش و حرارتش براى اسلام لقب « بت‌شكن » را براى او تحصيل نمود . شرح لشكركشيهاى مزبور خارج از موضوع اين كتاب است ، ليكن تصرف خراسان او كه در بالا به آن اشاره شد جزء تاريخ ايران مىباشد . اين فاتح در سيستان به خلف نام نوهء عمرو ليث كه يك چند كرمانرا در